بررسی غلبه روش‌های مداحی بر خرد نخبگانی

بازدید: 51 بازدید

بلوغ فکری و عریانی اندیشه

اگر از امروز تا صد سال دیگر برای همدیگر تقدیر و تشکر و تسلیت و هم‌دردی ارسال کنیم و نوشابه باز کنیم و نان به همدیگر قرض بدهیم و همدیگر را استاد و دکتر و مهندس خطاب کنیم و شریک غم همدیگر بدانیم ذره‌ای از بار غم جامعه ماتم‌زده ایران کم نخواهد کرد به خاطر این که به سادگی آب خوردن دروغ می‌گوییم.

نه این که خدای‌ناکرده نگارنده قصد بی‌ادبی و اهانت داشته باشد و قلم تیز اهانت را به سمت بزرگان و بزرگوارانی بگیرد که لباس‌های فاخری از پول و پست و مدرک و مقام در گذشته و امروز و شاید فردا بر تن کرده و در آن، خود را دیده‌اند؛ چرا باید کلمه‌ای دور از شأن ایشان به زبان براند؟ حاشا و کلا! بلکه همۀ این‌ها به مروز زمان بدون این که بخواهیم، بدانیم و بفهمیم با گوشت و پوست ما عجین شده است!

به سادگی روشن است که بزرگواران چنین کلماتی را تحمل نخواهند کرد؛ علت آن روشن است. ایرانی همواره به مدح و خودستایی عادت کرده است. وقتی روش مداحی بر فرهنگ اصیل و عمیق ایرانی فائق آمده انتظاری غیر از این نباید داشت.

جامعه در حوزه‌های مختلف فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و … انباشته از آسیب و اشکال است. اشکالاتی که خودمان به دست خودمان در طول زمان بر سر جامعه آوار کرده‌ایم. تازه به نظر می‌رسد الان بیدار شده و می‌خواهد آن را برطرف کند.

گام نخست آن برهنه شدن است. برهنگی از تمام نقاب‌هایی که به هر علت به روی خود زده‌ایم و خودمان را -همان خود واقعی‌مان- را پشت آن قایم کرده‌ایم. عیبی هم ندارد. حتماً خودمان را به هر طریق توجیه کرده‌ایم. شاید بخشی از آن اقتضائات سیاسی و اجتماعی بوده و بخشی در سایه رویکردهای ایدئولوژیک بر خود روا داشته‌ایم.

تا این جای کار اشکالی ندارد و هر کسی می تواند در عالم شخصی خود هر گونه که دوست دارد فکر کند و حرف بزند و رفتار کند ولی وقتی هرکدام از این نمادهای کذایی به یک فرهنگ متداول در جامعه تبدیل شود قطعاً روی سرنوشت همه اثر خواهد گذاشت و از همین جا مشکل شروع می‌شود.

جامعه ایرانی بیش از هر چیز دچار همین آداب کذایی شده است؛ آدابی که چه بسا می‌تواند سرنوشت یک ملت و مملکت را به تباهی بکشد.

کسی از دوستی‌ها و ابراز همدردی‌ها برای نوع دوستی دریغ ندارد ولی نمی‌توان بر تقلیدهای کورکورانه، سطحی و بی‌چون چرا چشم فروبست به خصوص در جامعه نخبگانی که فراگیری آن اجتماعی را آشفته می‌سازد. تا زمانی که رفتارها را معیار نکنیم، حرف‌ها، قربان صدقه‌ها و شعارها تنها سروصدایی بیش نیستند ولی پذیرش عریانی اندیشه، آغاز بازسازیِ ماست/ روزنگار کاشان

✍️عبدالمجید رفیعی برزکی

50 / 100
دسته بندی اخبار و وقایع
اشتراک گذاری
نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.

ورود به سایت