فراتر از مرمت خانه‌های تاریخی

بازدید: 14 بازدید
فراتر از مرمت خانه‌های تاریخی

در دو یادداشت گذشته، دو شاخص را برای بررسی خانه‌های تاریخی کاشان مطرح کردیم؛ نخست، ارزش میراثی بنا و عواملی که این ارزش را شکل می‌دهند و پس از آن، وضعیت حفاظت و نگهداری از خانه.

اما یک پرسش همچنان باقی است: آیا این شاخص‌ها فقط دغدغه ما در کاشان است یا شهرهای دیگر ایران و جهان نیز بناهای تاریخی خود را با معیارهایی مشابه بررسی می‌کنند؟

مرور چند تجربه نشان می‌دهد که در بسیاری از موارد، موضوع فقط «قدیمی بودن» یک بنا یا «مرمت شدن» آن نیست. آنچه اهمیت دارد، مجموعه‌ای از ارزش‌ها و رابطه میان اصالت، معماری، تاریخ، کارکرد، محیط پیرامون و نحوه حفاظت از بناوحتی دوره تاریخی ایجادآن است.

برای مثال، اگر به شهر تاریخی یزد نگاه کنیم، ارزش خانه‌های تاریخی فقط در قدمت آنها خلاصه نشده است. یونسکو در ارزیابی این شهر، ارزش آن را در ارتباط میان معماری خشتی، شیوه زندگی، سازگاری با اقلیم، نظام محله‌ای، قنات‌ها، فضاهای عمومی و تداوم سنت‌های اجتماعی بررسی کرده است.

این نکته برای کاشان قابل تأمل است. اگر یک خانه تاریخی را فقط به دلیل قدمت و معماری آن ارزش‌گذاری کنیم، بخشی از شاخص ها را دیده‌ایم. خانه درون یک محله شکل گرفته، با اقلیم و شیوه زندگی مردم ارتباط داشته، بخشی از حافظه شهر بوده و ممکن است شخصیت‌ها یا رویدادهایی را در خود جای داده باشد.

تجربه یزد از جهت دیگری هم قابل توجه است. در این شهر، بخش بزرگی از بافت تاریخی همچنان در مالکیت خصوصی قرار دارد و در کنار نهادهای دولتی و شهرداری، جامعه محلی و ساختارهای سنتی مانند وقف نیز در حفاظت از بافت نقش دارند.

یعنی در اینجا تغییر کاربری لزوماً در مقابل حفاظت قرار نگرفته است. پرسش اصلی این بوده که چگونه می‌توان بنا را وارد زندگی امروز کرد، بدون آنکه ارزش‌های اصلی آن از بین برود.

این همان نکته‌ای است که می‌تواند در بررسی خانه‌های تاریخی کاشان برای ما اهمیت داشته باشد: آیا مرمت به‌تنهایی کافی است یا باید ببینیم چه چیزی و با چه کیفیتی مرمت شده، و چقدر در احیای محله نقش داشته است؟

در خارج از ایران نیز همین نگاه را می‌توان در تجربه شهرهای تاریخی مشاهده کرد.

در شهر تاریخی جورج‌تاون، برای نمونه، بناهای تاریخی با وضعیت‌های متفاوتی روبه‌رو هستند. برخی از بناها توسط مالکان محلی خریداری و با تغییر کاربری به محل اقامت، رستوران یا فعالیت‌های اقتصادی تبدیل شده‌اند و وضعیت حفاظت قابل قبولی پیدا کرده‌اند؛ در مقابل، بناهایی که بدون استفاده مانده‌اند، در مواردی به‌سرعت رو به فرسودگی رفته یا حتی به ویرانه تبدیل شده‌اند.

این تجربه یک سؤال ساده اما مهم پیش روی ما می‌گذارد: آیا استفاده مناسب از یک خانه تاریخی می‌تواند بخشی از فرایند حفاظت آن باشد؟

در یوگیاکارتا نیز ارزیابی حفاظت از میراث تاریخی فقط بر ظاهر بنا متمرکز نیست. در ارزیابی یونسکو، اصالت بنا در ابعادی مانند شکل و طراحی، مصالح، کارکرد، سنت‌ها، مکان و محیط پیرامون و حتی «روح و احساس مکان» بررسی شده است.

این تجربه‌ها به ما می‌گویند که در بسیاری از نقاط دنیا، پرسش اصلی دیگر این نیست که «آیا بنا را حفظ کنیم یا نه؟»؛ بلکه پرسش پیچیده‌تر این است که «چه ارزش‌هایی را باید حفظ کنیم و چگونه می‌توان بنا را در زندگی امروز زنده نگه داشت؟»

از این منظر، شاید بتوان دو شاخصی را که در دو یادداشت گذشته مطرح کردیم، یک بار دیگر مرور کرد.

در شاخص نخست، یعنی ارزش میراثی، باید ببینیم یک خانه تاریخی دقیقاً به چه دلیل ارزشمند است: معماری؟ قدمت؟ اصالت؟ شخصیت‌ها؟ رویدادها؟ ارتباط با محله؟ شیوه زندگی؟ یا ترکیبی از همه اینها؟ وحتی شاخص‌های مهم دیگر

در شاخص دوم، یعنی حفاظت و نگهداری، باید ببینیم پس از شناسایی این ارزش‌ها، چه اتفاقی برای آنها افتاده است: آیا حفظ شده‌اند؟ آیا مرمت به اصالت بنا آسیب زده یا به حفظ آن کمک کرده است؟ آیا کاربری جدید با ویژگی‌های خانه سازگار بوده؟ و آیا نگهداری پس از مرمت نیز استمرار داشته است؟

در نهایت، شاید مهم‌ترین درس این تجربه‌ها برای کاشان این باشد که حفاظت از خانه تاریخی را نباید با «دست‌نخوردگی» یکی دانست و احیا را نیز نباید صرفاً به معنای «تغییر کاربری» گرفت.

یک خانه تاریخی زمانی واقعاً حفظ شده است که ارزش‌های اصلی آن شناخته شود، اصالت و یکپارچگی آن تا حد امکان باقی بماند، آسیب‌های آن برطرف شود و بتواند با یک کاربری سازگار، در زندگی امروز نیز به حیات خود ادامه دهد، و به احیای محله هم کمک کنند/حسن فدایی

دسته‌بندی اخبار و وقایع
اشتراک گذاری
نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 + پنج =