خبرنگاری در روزگار تلفنگرام‌ها

بازدید: 11 بازدید
خبرنگاری در روزگار تلفنگرام‌ها

به بهانه روز خبرنگار

یکی از روزهای گرم تابستان سال ۱۳۶۰، در دفتر ستاد تبلیغات انتخاباتی شهید رجایی در باشگاه نور جهان کاشان نشسته بودم که فردی شیک‌پوش با یک کیف سامسونت وارد سالن شد. سراغ مرا گرفت و وقتی نزد من آمد، گفت برای کاری و مشورتی خدمت حضرت آیت‌الله یثربی رسیده و ایشان مرا معرفی کرده‌اند.

موضوع را که توضیح داد، مشخص شد قصد دارند نماینده جدید مؤسسه کیهان را در کاشان منصوب کنند و پیشنهاد داده‌اند این مسئولیت را بپذیرم. با وجود اینکه در آن زمان به صورت تمام‌وقت در جهاد سازندگی کاشان مشغول خدمت بودم، به احترام نظر نماینده محترم ولی فقیه و امام جمعه کاشان این مسئولیت را پذیرفتم و پس از طی مقدمات، فعالیت رسانه‌ای خود را آغاز کردم.

آن روزها تجربه‌ای از کار رسانه‌ای نداشتم و به تدریج با دنیای خبر، گزارش، مصاحبه و شیوه‌های انتقال مطالب آشنا شدم. یکی از مهم‌ترین وظایف، انعکاس اخبار فرهنگی شهر، به‌ویژه اخبار نماز جمعه و سخنان امام جمعه بود. باید صحبت‌های سخنران را با دقت و سریع یادداشت می‌کردیم و برای دفتر روزنامه در تهران می‌فرستادیم.

آن زمان نه امکانات ارتباطی امروز وجود داشت و نه ابزارهای ضبط صدا به شکل گسترده در دسترس بود. بسیاری از مطالب با قلم و کاغذ ثبت می‌شد و کوچک‌ترین اشتباه در انتقال یک جمله یا حتی یک کلمه می‌توانست موجب اصلاحیه و گاهی بحث و جدل شود.

علاوه بر اخبار روزمره، تلاش می‌کردیم مسائل و دغدغه‌های مردم کاشان را نیز به گوش مخاطبان برسانیم؛ از وضعیت فرش دستباف و بازار گرفته تا مشکلات صنایع، آب و برق، راه‌های ارتباطی، روستاها و مسائل کشاورزان. خبرنگاری برای ما فقط انتقال خبر نبود؛ فرصتی بود برای بازتاب مشکلات و مطالبات مردمی که کمتر دیده می‌شدند.

شرایط انتشار و دسترسی به مطبوعات نیز مانند امروز نبود. در زمستان‌ها گاهی با بارش برف، راه‌ها بسته می‌شد و روزنامه‌ها با تأخیر به شهر می‌رسیدند. گاهی اگر مسئول دریافت نشریات به موقع به اتوبوس حامل روزنامه‌ها نمی‌رسید، گونی‌های نشریات را در ورودی شهر می‌گذاشتند و می‌رفتند!

خبرها نیز با تلفن و به صورت تلفنگرام به تهران منتقل می‌شد. خبرنگار باید جمله‌ها را دقیق می‌خواند و مراقب بود هیچ واژه‌ای اشتباه منتقل نشود؛ چرا که تغییر یک کلمه در تیتر یا متن خبر می‌توانست معنای دیگری ایجاد کند.

این تجربه کوتاه اما ارزشمند، نگاه مرا به نقش رسانه‌ها تغییر داد. بعدها که در مسئولیت‌های مختلف اجرایی قرار گرفتم، همواره تلاش کردم ارتباط خود را با رسانه‌ها حفظ کنم؛ چرا که باور داشتم رسانه فقط وسیله‌ای برای انتشار اقدامات انجام‌شده نیست، بلکه چشم و گوش مدیران برای شناخت بهتر جامعه است.

در سال‌های بعد، به‌ویژه در دوره حضورم در وزارت آموزش و پرورش، از ظرفیت رسانه‌ها برای پیگیری مسائل فرهنگیان و انعکاس برنامه‌ها استفاده کردیم. رسانه‌ها کمک کردند موضوعاتی مانند تأمین مسکن
فرهنگیان، امکانات رفاهی، مراکز آموزشی و خدماتی و دیگر مطالبات این قشر، بهتر دیده و پیگیری شود.

امروز که به گذشته نگاه می‌کنم، تفاوت میان آن روزها و عصر رسانه‌های نوین بسیار زیاد است؛ سرعت انتشار خبر، ابزارهای ارتباطی و گستره دسترسی مردم قابل مقایسه با گذشته نیست. اما یک حقیقت همچنان ثابت مانده است: جامعه بدون خبرنگار نمی‌تواند تصویر روشنی از خود داشته باشد.

خبرنگار، فقط کسی نیست که خبر را منتشر می‌کند؛ خبرنگار کسی است که پرسش می‌کند، دغدغه‌های مردم را می‌بیند، کاستی‌ها را یادآوری می‌کند و به مسئولان کمک می‌کند صدای جامعه را بهتر بشنوند، وازنقاط ضعف احتمالی آگاه شوند.

به همه خبرنگاران، به‌ویژه خبرنگارانی که با وجود برخی دشواری‌ها و محدودیت‌ها همچنان مسئولانه در مسیر آگاهی‌بخشی تلاش می‌کنند، روز خبرنگار را تبریک می‌گویم. امید که رسانه‌ها همواره نه فقط روایتگر اتفاقات، بلکه همراه و یاور جامعه در مسیر اصلاح، پیشرفت و بهتر شدن و تعالی آن باشند.

✍️ حسن فدایی

دسته‌بندی اخبار و وقایع
اشتراک گذاری
نوشته های مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سیزده + ده =